تبليغاتX
یادداشتها و دلمشغولیهای یک مهندس در وب - محبت و لطف به هم را دریغ نکنید ، نعماتی هستند که پایانی ندارند .
یادداشتها و دلمشغولیهای یک مهندس در وب
به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر , به بند و دام نگيرند مرغ دانا را
نگارش در تاريخ دوشنبه 23 شهریور1388 توسط نیما
در سال 1974 مجله "گاید پست" گزارش مردی را نوشت که برای کوهپیمایی به کوهستان رفته بود.
ناگهان برف و کولاک او را غافلگیر کرد و در نتیجه راهش را گم کرد. از آنجا که برای چنین شرایطی پوشاک مناسبی همراه نداشت، می‌دانست که هرچه سریعتر باید پناهگاهی بیابد، در غیر اینصورت یخ می‌زند و می‌میرد.
علی‌رغم تلاشهایش دستها و پاهایش بر اثر سرما کرخت شدند. می‌دانست وقت زیادی ندارد.
در همین موقع پایش به کسی خورد که یخ زده بود و در شرف مرگ بود.
او می‌بایست تصمیم خود را می‌گرفت. دستکش‌های خیس خود را در آورد، کنار مرد یخ‌زده زانو زد و دستها و پاهای او را ماساژ داد.
مرد یخ‌زده جان گرفت و تکان خورد و آنها به اتفاق هم به جستجوی کمک به دیگری، در واقع به خودشان کمک می‌کردند.
کرختی با ماساژ دادن دیگری از بین می‌رفت
ما انسانها در واقع با کمک کردن به دیگران به خود کمک می‌کنیم.
خیلی وقتها همدلی با دیگران حتی میتواند از بار دلهای خودمان کم کند.
به محض اینکه کاری در جهت منافع کسی انجام می‌دهید نه تنها او به شما فکر می‌کند، بلکه خداوند نیز به شما فکر می‌کند.
فراموش نکنید : دستهایی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از دستهایی هستند که تسبیح می گردانند.

دسته بندی : یک داستان و یک مقدار تفکر
اطلاعات
مشترک مطالب اين وبلاگ شويد
Share/Save/Bookmark
درباره من

پروفایل من
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینکدونی گودری
 
آنچه که از وب می پسندم
TWITTER

اشتراک ایمیلی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید

PAGERANK
Google Pagerank, SEO tools
قالب وبلاگ
Real Time Web Analytics