.jpg)
خیلی وقته ، خیلی ، که می خوام یه پست برای دل خودم بنویسم ولی تجربه ای که در این مورد دارم مانع میشه که این کار رو بکنم .
چند بار برای خودم نوشتم و عکس العمل هایی که از جانب دوستان دیدم من رو پشیمون کرد .
نمی دونم چرا ، ولی اوضاع و احوال جوریه که تملک هیچ چیزی رو نمی تونی اطمینان داشته باشی که صد در صد داری .
همین وبلاگ یک نمونشه . که اگه راحت بودم خیلی چیزها می نوشتم .
چند بار این کار رو کردم و مثل چی پشیمون شدم .
یه مدتیه که وبگردی هم دیگه مثل سابق نیست . انگار به انتهاش رسیدیم دیگه .
سایتهای جالب و متنوع تکراری شدن .
مطالب جدید کم شده . توییت همه رو به خودش سرگرم کرده .
شاید دیگه با بودن توییتر ، نیازی به چت روم ها نباشه !
این هم یه استفاده نادرست دیگه که ما از امکانات می کنیم .
وقتی در گوگل به دنبال چیزی سرچ می کنم کمتر جدیدش رو پیدا می کنم .
شاید تقصیر خودمه که ته این اینترنت رو تقریبا در آوردم .
به وبلاگهای دوستام سر می زنم .
دریغ از چند تا مطلب که یه خورده تنوع داخلش باشه .
خودم هم خجالت می کشم بخوام یه شعری ، چیزی روی وبلاگ بزارم . به نظرم تکراری شده . وبلاگ نویسی که نباید یک عادت باشه .
زندگی یه جورایی بر مدار یک نواختی افتاده برام .
حتی دلتنگی هام هم داره یکنواخت میشه .
این دیگه خیلی بده .
یکنواخت شدن دلتنگی ها یعنی کم کم به دست فراموشی سپردن عاملش.
نمی خوام به این درد مبتلا بشم .
می دونید بعضی دردها با اینکه همونطور که میگیم درد هستند ولی شیرینند .
از این به بعد می خوام یه خورده بیشتر بنویسم



