نگارش در تاريخ چهارشنبه 6 خرداد1388 توسط نیما
زندگی سرشار از فراز و نشیب ما ، شاید هر روز قصه ای جدید برای ما داشته باشه
با اینکه ممکنه زندگی برای ما یکنواخت بشه و دلگیر از اوضاع یکنواخت خودمون باشیم
ولی هیچ گاه قصه زندگی ما ، درامروز به مانند دیروز نیست و با طلوع خورشید صبحگاهی ، ما هم قصه جدیدی رو برای خودمون رقم میزنیم
ولی کاش میتوانستیم کارگردان بی چون و چرای این داستان باشیم .
بعضی مواقع ناخودآگاه جریانات به سمت و سویی کشیده میشه که خواست ما نیست و هرچه که سعی در گریز ازش رو داریم باز هم قصه در همون مسیر پیش میره .
تداخل مسائل موازی و شاید به ظاهر بی ربط ، باهم گه گاه، گره کوری درست میکنه که به آسانی باز شدنی نیست .
با اینکه ممکنه زندگی برای ما یکنواخت بشه و دلگیر از اوضاع یکنواخت خودمون باشیم
ولی هیچ گاه قصه زندگی ما ، درامروز به مانند دیروز نیست و با طلوع خورشید صبحگاهی ، ما هم قصه جدیدی رو برای خودمون رقم میزنیم
ولی کاش میتوانستیم کارگردان بی چون و چرای این داستان باشیم .
بعضی مواقع ناخودآگاه جریانات به سمت و سویی کشیده میشه که خواست ما نیست و هرچه که سعی در گریز ازش رو داریم باز هم قصه در همون مسیر پیش میره .
تداخل مسائل موازی و شاید به ظاهر بی ربط ، باهم گه گاه، گره کوری درست میکنه که به آسانی باز شدنی نیست .
دسته بندی : یک مقدار تفکر و اجتماعی و گاه نامه های من



