تبليغاتX
یادداشتها و دلمشغولیهای یک مهندس در وب
یادداشتها و دلمشغولیهای یک مهندس در وب
به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر , به بند و دام نگيرند مرغ دانا را
نگارش در تاريخ سه شنبه 23 تیر1388 توسط نیما


آدمها براي يك مقصود ، يك دوره خاص يا براي هميشه پا به زندگي شما مي گذارند
وقتي بدانيد كه كدام يك  هستند، خواهيد دانست كه براي آن فرد چه بايدبكنيد
وقتي شخصي به خاطر مقصودي به زندگي شما مي آيد، معمولاً براي آن است كه نيازي را كه بيان داشته ايد برآورده سازد
آنها آمده اند كه به شما براي حل مشكلي كمك كنند  ،راهنما و حامي شما باشند و   يا  به لحاظ جسمي ، احساسي و معنوي   ياريتان رسانند.
آنها فرستادگان خدا به نظر مي رسند و واقعاً هم هستند
بنابراين آنها به دلیل نیازی که داشته اید  نزد شما هستند
سپس بدون اينكه گناهي از شما سرزده باشد و در زماني كه فكرش را نمي كنيد اين شخص به شما  چيزي خواهد گفت يا  كاري خواهد كرد كه رابطه به پايان برسد، گاهي آنها مي ميرند، گاهي مي روند
گاهي به گونه‌اي غيرمعقول عمل مي كنند و مجبورتان مي كنند جبهه گيري كنيد
آنچه بايد دريابيم اين است كه نياز ما برآورده شده و به آرزويمان رسيده ايم. كار ايشان پايان يافته است
دعايي كه به سوي آسمان روانه كرده بوديد پاسخ داده شده و اينك موقع حركت است
بعضي افراد براي يك دوره خاص به زندگي شما مي آيند چراكه نوبت شماست كه مشاركت كنيد، رشد كنيد و ياد بگيريد.
آنها آرامش به شما هديه مي كنند و شما را مي خندانند.
ممكن است چيزهايي يادتان دهند  كه پيش از آن هرگز انجام نداده ايد.
معمولاً شادي باورنكردني به شما مي بخشند، باورش كنيد اين واقعي است ، اما فقط براي يك فصل و دوره خاص
روابط هميشگي  به شما درسهايي براي تمام زندگي مي دهند
چيزهايي كه بر اساس آن بايد بنيان احساسي محكمي بسازيد
كار شما پذيرش درس است
به او عشق بورزيد و آنچه را ياد گرفته ايد در ساير روابطتان و مراحل زندگي تان به كار گيريد
به اين دليل است كه مي گويند عشق كور است اما دوستي داراي بينش است
متشكرم كه پاره‌اي از زندگي من شده اي
چه براي انجام يك مقصود يا يك دوره يا براي هميشه


دسته بندی : در عشق قطره ای جنون است  و  اجتماعی

نگارش در تاريخ یکشنبه 21 تیر1388 توسط نیما

صفا و سادگی را در این عکس ها حس می کنید ؟

بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید :


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه 19 تیر1388 توسط نیما

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه 17 تیر1388 توسط نیما

مدتهاست که برای نوشتن پست جدید در یک چندراهی قرار گرفتم ، در ذهنم چیزی می گذرد ولی نمی خواهم بر زبان بیاورم .پس از چیز دیگری می نویسم
ولی همچنان حرف دلم ناگفته مانده . گفتم که بعضی حرفها برای نگفتن است .
می خواهم از دوستی بنویسم و لاغیر .
رابطه ای بدون هیچ گونه چشمداشت و منفعت خواهی نامعقول .
ارتباطی دوطرفه و زیبا .
هیچ وقت فکر کرده اید که دوستان واقعی از نظر ظاهری چه شناسه هایی دارند ؟
آشنا ترین و ظاهری ترین آنها شاید این چند موردی باشد که برای شما بر میشمرم :
از دیدن هم شاد می شوند و با کلمات قلمبه !! و دهن پر کن همدیگر را خطاب قرار نمی دهند .
از ایستادن در کنار هم حس لذت وآرامش دارند و این از چهره آنها مشخص است .
حرفهایی برای گفتن به هم دارند که نمی توان با صدای بلند در جمع بیان کرد .
از دیدن چهره هم لبخندی بر لبانشان نقش می بندد .
شاید در بعضی مواقع دقایقی پر از سکوت را در کنار هم بگذرانند ولی این سکوت ظاهریست ، ارتباط بین آنها مثل امواجی نامرئی بر قرار است .
شاید اینها نشانه ایی ظاهری از یک دوستی و محبت باشه .
وقتی چنین رابطه ای باشد . سعی در حفظ آن بسیار لازم و ضروری است.
چرا باید به فکر برهم زدن آن باشی .
اتفاقی که برای من افتاد .
دلیلی برای آن نیافتم و هر روز سردرگم تر می شوم .
به خاطر از دست دادن دوست خود بغضی در گلو دارم که نمی خوام به او اجازه خروج دهم .نمی خواهم آخرین نشانه دوستیم را با او از خود دور کنم .
آری ، یکی از نشانه های یک دوستی این است که به خاطر از دست دادن یک دوست بتوانی گریه کنی .
ماهی است که بغض در گلو دارم و افسرده ام . بغضی که تا پرده چشمم می اید و اجازه خروج پیدا نمی کند .


دسته بندی :آهنگی حزین برای دل من  و گاه نامه های من

نگارش در تاريخ پنجشنبه 11 تیر1388 توسط نیما

دلم می خواست یه پست جدید بزارم .
یه داستان شاید ...
نه حوصله این کار رو ندارم ، به خودم نگاه می کنم می بینم که حوصله خوندن یه داستان رو ندارم ، حس می کنم شاید برای دیگرون هم جذاب نباشه پس داستان نه ...
میرم سراغ آرشیو عکسهام .
چه عکس های زیبایی . می خوام یه چند تایی از اون عاشقونه هاشو روی وب بزارم .
ولی دلم بیشتر میگیره . نه حس خوبی ازش ندارم ، ولش کن .
میام لب بالکن و از طبقه چهارم ساختمون بیرون میبینم . خدایا این پنجشنبت چقدر دلگیره .
هوا ابری و دمداره . ماشین هارو می بینم که میان و میرن . می خوام ماشینم رو بردارم و برم بیرون .
ولی اصلاً عادت ندارم بدون همسرم بیرون برم ، فکر می کنم بیشتر دلم بگیره . نه وقتش نیست .
اه ، این همسایه روبرویی هم که همش فکر می کنه من به خاطر اون میام روی بالکن . اینجا هم نمی تونم برای چند لحظه آروم باشم .
دلم می خواد با یکی درددل کنم . ولی بعضی حرفها برای نگفتنه .
حال خوبی ندارم .
خدا دلم می خواد باتو صحبت کنم .
خیلی وقته که بین ما فاصله افتاده خدای من .
تو آگاهی از احوال من . میگن هرچیزی که پیش میاد حکمتی در اونه .
خدایا حکمتت رو شکر .
در حکمتت تجدید نظری کن .
نازنین ، از تو چه پنهون ، آتیش افتاده به جونم .
کاری کن ...


از وبلاگ جدید من : آنچه که از وب می پسندم   بازدید کنید . پشیمان نمی شوید .

لینک دانلود : ترانه نازنین

دسته بندی :تک ترانه من ، گاه نامه های من  ، آهنگی حزین برای دل من
اطلاعات
مشترک مطالب اين وبلاگ شويد
Share/Save/Bookmark
درباره من

پروفایل من
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینکدونی گودری
 
آنچه که از وب می پسندم
TWITTER

اشتراک ایمیلی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید

PAGERANK
Google Pagerank, SEO tools
قالب وبلاگ
Real Time Web Analytics